سفارش تبلیغ
صبا ویژن
مشک عباس

 ما را به جز خیالت، فکری دگر نباشد......

 

چرا هر کسی فقط به فکر خودش و دردهای خودشه؟!!!

واقعاً بزرگترین غم دنیا چیه ؟؟؟ 

ای خدا جون شکرت هی..................

این عکس هم ویژه برخی غم زدگان دنیا(از وبلاگeverything2)

 

 

             (مردی با بزرگترین بینی دنیا یعنی 14 سانتیمتر)

 

 

 

 

 فقط خدا نه کمتر نه بیشتر


موضوع مطلب :
ارسال شده توسط مشک عباس در ساعت 9:53 صبح | نظر

امروز در راهپیمایی وقتی مجری مراسم از پشت تریبون اعلام کرد که مردم:

شهدای انقلاب و شهدای دفاع مقدس الان با شما هستند و شاهد بر اعمالتان

هم تنم لرزید ، هم یه جورایی لبخند شهدا را حس کردم 

نمی دونم چرا ،ولی احساس کردم بالاخره بعد این همه ادعای عشق به شهداء و شهادت تونستم یه کاری کنم که اونا رو خوشحال کنم

آخه خیلی بهشون مدیونم

خدا اون روز  رو نیاره که از این کارهای کوچک برای شهدا به خاطر دنیا و راحت طلبی دست برداریم

   


موضوع مطلب :
ارسال شده توسط مشک عباس در ساعت 5:17 عصر | نظر

 

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

 


موضوع مطلب :
ارسال شده توسط مشک عباس در ساعت 7:23 عصر | نظر

ببخشید دیر شد 2 دلیل

1- تلفن خونمون قطع بود

2- این متن رو از خودمون در و کردیم شخصی  که ظاهرا داشت لطف می کرد می نوشت اون رو به سرقت برد

بازهم عطر بوی سیب فضا را پر کرده است...
بازهم صدا می آید...
صدای لرزش طبل نقاره خانه...
بازهم صدای بال زدن کبوتر در حریم امن او...
باز هم صدای لرزش دل...
باز هم صدای چکاچک باران اشک برروی گونه...
باز هم صدای پای خسته...
باز هم صدای چرخش خون عشق در رگ زائر...
باز هم نور ...
و فقط نور.
باز هم صدای ضرب آهنگ امین الله...
باز هم صدای اذن دخول...
بازهم صدای چرخش چشم یار...
باز هم صدای خش خش لباس زائر در تعظیم به او...
باز هم صدای پای برهنه...
باز هم صدای پرواز کودکان در حریم...
باز هم صدای العطش و امن یجیب... 
باز هم صدای انگشتری در کشاکش ضریح... 
باز هم صدای هق هق دل...
باز هم صدای ناله...
بازهم صدای یار...
و این بار چه یاری...
مهربان ترین یار عالم . 


موضوع مطلب :
ارسال شده توسط مشک عباس در ساعت 11:3 عصر | نظر

 امام صادق (ع):
خداوند حرمى دارد که مکه است،
 پیامبر حرمى دارد و آن مدینه است
و حضرت على (ع) حرمى دارد و آن کوفه است
و قم کوفه کوچک است که از 8 درب بهشت سه درب آن به قم باز مى شود
- زنى از فرزندان من در قم از دنیا مى رود که اسمش فاطمه دختر موسى (ع) است
و به شفاعت او همه شیعیان من وارد بهشت مى شوند .


موضوع مطلب :
ارسال شده توسط مشک عباس در ساعت 1:0 صبح | نظر
ماجرای صیغه کردن
اشنایی من و او حدودا به ۴ سال قبل بر می گرده !

دل نشین و فهیم بود

خیلی با هم دوست شده بودیم

تا این که چند وقتی بود به من پیشنهاد داده بود عقد کنیم

ولی خب من طبق معمول اذیتش می کردم

گفت عید فطر روز خوبیه

من هم بالاخره راضی شدم

با هم رفتیم سر مزار حاج مهدی زین الدین در گلزار شهدای قم دست در دست هم

به عقد هم در امدیم البته از نوع اخوت !



-شاید برای خیلی ها سوال باشه عقد اخوت (صیغه برادری) چی هست ؟

اخوت یعنی چی؟
اخوت به معنای برادری است و عقد اخوت یا صیغة اخوت هم پیوندی است که بین دو نفر بسته می‌شود و برای خودش آدابی دارد.

عقد اخوت می‌تواند دو تا دوست را که هیچ پیوند خونی و فامیلی با هم ندارند تبدیل به دو برادر کند. یعنی حقوقی را بر گردن طرفین بگذارد و یک‌جوری دوستی و رفاقت را ثبت رسمی و دائمی کند.

دو نفر که از نظر روحی و فکری نزدیک هستند و احساس می‌کنند که می‌توانند این رفاقت را سال‌ها ادامه دهند، می‌توانند طرفین این عقد بی‌مهریه و هزینه باشند!

برقراری این پیوند، اتفاق جالبی است که می‌تواند رخ دهد و نتایج مناسبی داشته باشد.

حق و حقوق ما چی شد؟
اگر نگاهی به متن صیغة برادری بیندازید چیزهایی از حق و حقوق دو طرف دستگیرتان می‌شود. طبق این متن دو طرف همة حق‌های برادران خونی را بر یکدیگر می‌بخشند غیر از سه چیز؛ دعا کردن برای همدیگر، به دیدار یکدیگر رفتن و مهم‌تر از همه شفاعت کردن از هم در روز قیامت.

همین شرط آخری است که خیلی ماجرا را مهم می‌کند. با یک نفر پیوند برادری ببندید که از خودتان کار درست‌تر باشد. وبال گردن که نمی‌خواهید. باید کسی را پیدا کنید که اگر فردای قیامت کارتان لنگ ماند، طرف بتواند یک کاری برایتان بکند. پس بهتر است دنبال آدم‌های معنوی و با تقوا بگردید و یک جوری مخ طرف را بزنید که حاضر شود با شما عقد اخوت بخواند و بله را بگوید.

دو شرط اول هم جای تأمل دارد به ویژه این‌که این روزها، ای‌میل و sms، جای دیدار و سرکشی به فک‌وفامیل و دوست و رفیق را گرفته. اگر صیغة اخوت خوانده شد دیگر پیام کوتاه و این چیزها جواب نمی‌دهد.

در متن عربی، کلمه «زیاره» آمده است و این یعنی دیدار و ملاقات از نزدیک. یعنی باید چند هفته یک بار هم که شده به طرف سر بزنی. دعا کردن‌مان هم این روزها به شدت شخصی شده. همة چیزهای خوب را برای خودمان می‌خواهیم و بعضی وقت‌ها هم اگر بتوانیم یک طوری دیگران را نفرین می‌کنیم و به زمین می‌زنیم که دیگر بلند نشوند. ولی آن‌چه که در دین‌مان توصیه شده، دعا برای دیگران اعم از فامیل و دوست و همسایه است. ظاهرا یکی از راه‌های اجابت شدن دعا همین است.

برادر صیغه‌ای که شدید نمی‌توانید از زیر دعا کردن برای همدیگر شانه خالی کنید و صد البته این خیلی به نفعتان است.

اول بله، بعد عملیات

در سال‌های جنگ، عقد اخوت حسابی در بین رزمنده‌ها رواج داشت و گاهی تعداد کسانی که به یکباره برادر می‌شدند بیشتر از ده نفر می‌شد. فکرش را بکنید یک دفعه کلی داداش پیدا کنید.

شاید یکی از مهم‌ترین علت‌های آن هم این بود که هر لحظه ممکن بود یک نفر از جمع شهید شود و یک تیر یا ترکش کافی بود. به همین دلیل خیلی از این عقد اخوت‌های سال‌های جنگ در شب‌های عملیات یا در مواقع حساس و زیر آتش دشمن اتفاق می‌افتاد. دست‌ها را روی هم می‌گذاشتند و بله را می‌گفتند و آن‌وقت هر کس شهید می‌شد باید بقیه را هم شفاعت می‌کرد و با زور هم که می‌شد با خودش می‌برد بهشت.

بسیجی‌های زرنگ هم این‌طور وقت‌ها دنبال یک نفر می‌گشتند که به قول خودشان نور بالا بزند و شهادت‌اش نزدیک باشد. سریع یقة طرف را می‌چسبیدند و هر طور که بود صیغه می‌خواندند.

عقد اخوت

بچه‌ها برای جاری ساختن عقد اخوت، یا به صورت دوتایی به گوشه‌ای خلوت می‌رفتند تا به جز خدا، کسی از عهد میان آنان مطلع نشود، یا از روحانی گردان می‌خواستند تا صیغه را بینشان جاری سازد. داداشهای صیغه‌ای محرم اسرار هم بودند و با هم شرط می‌کردند هر کدام را که خدا طلبید، بگوید برادری دارم که همیشه با هم هستیم و تنها جایی نمی‌رویم و حتما شفاعت او را هم نزد خدا بکند. آنان در هنگام خواندن صیغه برادری با هم قرار می‌گذاشتند که از همه حقوق برادری صرف‌نظر کنند و ببخشند مگر حق شفاعت، دعا و زیارت.

منبع :کتاب آداب و رسوم جبهه
فقط خدا نه کمتر ،نه بیشتر

موضوع مطلب :
ارسال شده توسط مشک عباس در ساعت 6:49 صبح | نظر

 

من در همه حال از احوال پیروانم با خبرم (امام زمان ارواحنا له الفدا)

ای یک گوشه چشمت غم عالم ببرد
حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد

شما هم شرح حال خودتون رو بعد از خوندن این فرمایش حضرت بنویسید


موضوع مطلب :
ارسال شده توسط مشک عباس در ساعت 10:46 عصر | نظر

بالاخره تموم شد
از اغماء بیرون اومدم ، اغماء تموم شد و رفت بازم هوشیاری بازم از صبح برو سر کار ،بازم................
اینهایی که می رن توی اغماء، خیلی وقتا از خدا می خوان کاش بازم بر می گشتن به اغماء یا هیچ وقت اغماء تموم نمی شد
البته خدا ایشاالله کسی رو به اغماء رز وامثال رز گرفتار نکنه و اگه اغماء می ده اغماء پیر بابایی عطا کنه

خدایا منو تا آخر عمرم از عشقت توی اغماء فرو ببر ، یک کاری کن مدهوشت شم ، اسیرت شم ، دیوونت شم ، مستت شم ، بی سر و سامونت شم قربونت شم ، مجنونت شم ، حیرونت شم، طالبت شم ......... آخرش هم عاشقت شم
بعد دیگه نوبت تو می شه:

من طلبنی وجدنی ،و من وجدنی عشقنی و من عشقنی عشقتُهُ ومن عشقته قتلتُهُ ومن قتلته فانادیتُهُ

هر که مرا طلب کند خواهد یافت و هر که مرا یافت عاشقم می گردد و هر کس عاشقم شد عاشقش می شوم و هر که عاشقش شوم عاقبت او را شهید می کنم و هر که را شهیدش کنم خودم خونبهای او می شوم

ای جا.....................................ن

   منو توی اغماء رمضونت بکش

فقط خدا نه کمتر نه بیشتر

 


موضوع مطلب :
ارسال شده توسط مشک عباس در ساعت 12:33 صبح | نظر

2 ساعت نشستم نوشتم با یه دکمه همش بر باد فنا رفت

آقا یه کلام در این روزهای آخر

به اندازه آرزویم به من عطا کن ،نه به اندازه سهمم 
یا اکرم الاکرمین

( آخه روزهای آخر بی حساب و کتاب می دن )


موضوع مطلب :
ارسال شده توسط مشک عباس در ساعت 3:45 عصر | نظر

سلام بی هیچ مقدمه ای العفو......... 
اول بعد مشهدی به لطف دوستان کامپیوترم خراب بود
بعد که درست شد مودمش خراب شد
بعد کارت اینترنتم تمام شد
بعد حالم نزدیک شبای قدر خراب شد
بعد تو شبای قدر این سرم بی قرار شد
حالا هم که شبای قدر تموم شده دلم بی قرار شد.

وای که دارم از دوریت جون می د.......................م
وای که چطور برخودم گریه نکنم
وای چطور برا خودم زار نزنم
وای وای وای ...........................................

بعد از سه ماه انتظار مثل برق و باد اومد و رفت
رفت تا سال دیگه ،که اینقدر راحت در کنار خودم حست کنم
من که برا عفو و رحمتت نیومده بودم
من فقط به عشقت اومده بودم سیدی.................................
یکی به دادم برسه ، یکی دلداریم بده، یکی آرومم کنه
چطور به خودم گریه نکنم ..........................    
  سیدی ، سیدی، سیدی......................


موضوع مطلب :
ارسال شده توسط مشک عباس در ساعت 12:49 صبح | نظر
<      1   2   3      >